جوک
جوک جدید
به حيف نون مي گن: بابات به رحمت ايزدي پيوست.
مي گه: رحمت ايزدي کيه؟
ميگن: نه... منظورمون اينه که به ديار
باقي شتافت.
مي گه: ديار باقي ديگه کجاست؟
ميگن: يعني دار فاني را وداع گفت.
مي گه: دار فاني ديگه چه جور داريه؟
مي گن: يعني رخت از اين دنيا بر بست.
مي گه: منظورتون رو نمي فهمم.
مي گن: الاغ! باباي خرت مُرد!
مي گه: خر من که بابا نداشت!
حيف نون مي ره جبهه، بي سيم مي زنه
که چند تا اسير گرفتم،
بيايد کمک کنيد ببريم.
مي پرسن چرا خودت نمياري؟
مي گه: آخه اينا نمي ذارن من بيام!
بچه حيف نون از باباش مي پرسه:
بابا! ماه نزديک تره يا اصفهان؟
حيف نون مي زنه پس گردنش و مي گه:
آخه احمق! تو از اينجا اصفهان رو مي بيني؟
اولين دوره المپيک در شهر حيف نون اينا(!) برگذار شد:
1- شنا با مانع
2- کشتي پروانه
3
- پرش روي نيزه
4- شيرجه روي چمن
5- اسب سواري با الاغ
-----------------------------------------------------
از حيف نون ميپرسن: تولدت چه روزيه؟
جواب ميده: 5 آذر.
ميپرسن: چه سالي؟ ميگه: هر سال
به نام خدایی که صابر است