زندگی
آرزوی گمگشته ایست زندگی.
شعر داستان های خیالی ست. سنگیست گران بر دل هر کس که در سرنوشتش به سخره دیگران گرفته شده است. و شاید کسانی که در دل عشقی داشتند و حتی نمی دانستند که چیست. آرزوی غریبی است که در تنگنای روح آدمی به هیچ سویی نمی رود و فقط در اعماق قلبی سوخته از گذشته مانده است.
یادگار این زندگی کسانی هستند که دوستشان داریم و شاید دوستمان دارند و دیگر هیچ.
روح هر کس در تلاطمی عمیق است با پیوندی عمیق تر به زندگی تا شاید بتوان همسفر رهی یافت در این دنیا که آن هم به بازی مان گرفته است و فقط ما میمانیم دلی سوخته و چند خاطره مانده از دیاری دوردست در اعماق قلب و ذهنمان.
آدمی همیشه سرگشته است و به هر جا میرود به دنبال کسی است که شاید او را دوست بدارد ولی دریغ از یک لحظه دوستی که بی ریا باشد. هر کس برای هدف خود به دوستی با تو مینگرد و نه دوست در معنای واقعی آن.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 16:6 توسط درویش تنها
|
به نام خدایی که صابر است